عشقــــ ِ پنهونیـــــ !...
دل نوشته های یک عاشق
نمی دانستم .. دست دراز کرده ای .. دستم را بگیری ! دل دادم !! آهای آدمها : خاطره سازی نکنید !.. روزی تمام خاطره ها را آه می کشید ! جای خالی ات .. آنقدر بزرگ شده !.. که حتی می شود در آن زندگی کرد ! کاری که چشم های تو ... با من می کند !.. شاخ نبات با حافظ نکرد !! کاش .. با هم در کوچه های این شهر راه برویم. می خواهم جاهایی را که مُرده ام نشانت بدهم ! من که هیچ ؛ بی تو .. هوا هم با خودش درگیر است !! زندگی می تواند فوق العاده باشد ! اگر دیگران .. ما را به حال خودمان بگذارند !! چارلی چاپلین امروز .. بهترین هوا .. برای ساختن خاطرات دو نفره بود !! بهاری و بارانی !.. آهای گارسون .. یک سیگار می خواهم و یک پیک مشروب .. و تعدادی زن ف ا ح ش ه که دورم را بگیرند !.. شاید حسادت کرد , برگشت و مرا محکم بغل گرفت !! آهای سرنوشت : کمی آرامتر ! به خدا من عروسک نیستم !.. آدمم!! و
من هر روز از خودم میپرسم؟!! اینها
که میگویند نوشته هایم زیباست !... اگر
.. چشمهای
تو را می دیدند ! چه
می گفتند !!؟؟ کاش .. گزینه مناسبی وجود داشت !.. تا جای خالیت
را .. با او پر می کردم. این شب و روزها .. شب و روز خرید است !.. کاش میان این همه لباس .. برای یک بار هم .. آغوش مرا پرو میکردی ! من هم نباشم .!..
عاشقانه هایم همیشه جاری ست ...
اما ..
فقط در دلم !! نمی دانم !.. شاید به تعطیلات رفته اند ! شعر هایم .. که حتی یک سر کوتاه !.. به خانه ی ذهنم نمی زنند !! و باز .. چند روزیست دست هایم را ... با چند کتاب و نوشته ، سرگرم کرده ام اما ... گول نمی خورند... هیچ چیز معجزه ی دست های تو نمی شود! کوچه ها یتیم ! ماه و خورشید یتیم ! بی تو ... همه شعرهایم یتیم می شوند..!!. عبور
می کنم ..! هر
روز .. از
کنار نیمکت های خالی پارک ... طوری
که انگارکسی ... در
نیمکت های آخرین !.... انتظارم
را می کشد ! و
به آنجا می رسم ..! باید
وانمود کنم ... که
باز هم دیر رسیده ام
..!... حیف ...
که این اشک ها !...
ضمیمه نمی شود به پیام ! قلم
.. نوشتن .. او رفته !!! حالا تو .. هی
شعر بگو هی شعر بگو... پ.ن: شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت --
روی مه پیكر او سیر ندیدیم و برفت این روزها .. دلتنگم !.. باور کن این یکی دیگر شعر نیست !!
یه خیابون هایی .. یه عطر هایی .. یه آهنگ هایی .. یه تیکه کلام هایی .. یه لباس هایی .. یه روز های خاصی .. یه فیلم هایی .. یه پارک هایی .. یه عــــکــــس هایی .. یه .. اینا شاید هیچی
نباشن !! ولی گاهی خیلی عذاب آورن برای .. یه آدم هایی ...
ایـــــــن روزها ..
این خانه ... یک خوبی دارد !.. گوش صاحب خانه و همسایه هایش .. سنگین است !.. گریه ی وقت و
بی وقت مرا نمی شنوند !! پ.ن: این پست تکراری ست !!

این روزها ..
خیلی چیزها دست من نیست !..
مثلا ..
دستانت !!







شال و کلاه کرده ام ..
مقصدم معلوم نیست !!
اما همین روزهاست که از پیشتان بروم !!
خنده ها یتیم !
من هنوز ...
با اندوخته ای از عطر شانه های تو ...
تنفس می کنم...!!!
با خود گفتم: فراموشش میکنم !...
پ.ن:
1- مطمئن باش كه مهرت نرود از دل من -- مگر انروز كه در خاك شود پیكر من
کاغذ ..
هی شعر بگو
به خودم قول میدهم كه ...
غمت را فراموشـت كنم !..
وقتی قاب عکســـت را می بینم!..
تو را كه نه ..
قولم را فراموش می كنم... !!
عجیب
احساس نیاز جنسی می کنــــــــم !!
حس ِ نیاز به کسی ..
از جنس انسان ..!!
| Design By : Night Melody |


